از نوروز آموختم
۲۹ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۰۲
دفتر یادداشت
از نوروز آموختم که باید امیدوار بود
چند روز پیش داشتم تو خیابون راه میرفتم. دقت کردم دیدم روزهای آخر ساله و خیابونها شلوغه. همه دارند خرید می کنند، همه عجله دارند. چیزی که بین همشون مشترک بود، خوشحالی سال نو بود. همه واسه تغییر سال شاد بودند.
با خودم فکر می کردم، چرا سال نو خوشحالی داره؟ این سوال شاید واست عجیب باشه ولی من یکم شخصیت اجتماعیم خاصه و خیلی از مسائل عادی واسه من حل نشده است. با خودم گفتم عوض شدن سال؟ خیلی چیزا عوض میشه مثل ماه و فصل و چیزای دیگه. چرا واسه اونها خوشحال نمیشیم؟ یا تموم شدن سال جاری؟ اینم خوشحالی نداره بازم خیلی چیزا تموم میشه و همه چیز عادیه!
به یک جواب جالب رسیدم. همه آدما شاید خودشون ندونند ولی خوشحالند چون منتظر یک سال جدید هستند. سالی که هنوز نیومده. اوقاتی که کسی ندیده و این خوشحالی فقط یک معنی میده و اونم اسمش امید می تونه باشه.
خیلی شگفت زده شدم از مردمی که دارند توی فشار اقتصادی و روحی و تنگنا سر می کنند، چقدر می تونند امیدوار باشند! از گرفتارترینشون تا راحتترینشون. کسی نیست که عید ته دلش خوشحال نباشه!
از نوروز آموختم که همیشه می تونم خوشحال باشم و امیدوار. چون
« توی بدترین اوضاع هم کسی فردا رو ندیده! »
امیدوارم در سال هشتاد و نه امیدهای ما به ثمر بشینه و همه خوشحالتر باشیم. همه نه بعضیا!
شاد باشید
امیرحسین


Google Chrome
تو چی فکر می کنی؟